جمعه شبها از شبكه دوم تلويزيون مجموعهاي پخش ميشود به نام (جواهري در قصر) كه طرفداران زيادي!!! را پاي تي وي كشيده ، ميخواهم از نقش اول اين مجموعه يعني (يانگوم) برايتان بنويسم، او كيست؟ كجا به دنيا آمده و بيوگرافي از زندگيش...
(لييونگ آئي) بازيگر 36 ساله نقش (يانگوم)، يك هنرپيشه معروف و خوشنام كرهجنوبي است كه در 31 ژانويه سال 1971 در سئول متولد شد. يونگ آئي در كشورهاي شرق و جنوب شرقي آسيا طرفداران زيادي دارد و به همينخاطر به (بانوي اكسيژن) نيز معروف است. لييونگ آئي به خاطر معصوم بودنش و بازي در سريال (جواهري در قصر) به اوج شهرت رسيده و بارها به كشورهايي همچون هنگكنگ، تايوان، ژاپن و سنگاپور دعوت شده است و استقبال از وي به حدي بوده كه اين كشورها مجبور شدند برنامه مصاحبه او را در بزرگترين سالنهاي خود برگزار كنند. لييونگآئي علاوه بر بازيگري در امور خيريه نيز فعاليت دارد. او در سال 1997 به عنوان سفير NGO به اتيوپي سفر كرد تا فقر و بيماري آنجا را از نزديك ببيند و در سال 1999به صحراي تار در هندوستان رفت تا با پايينترين قبايل آن كشور ملاقات كند.
يونگآئي در سال 2006 تجارب خود و خاطراتش از اين دو سفر را در كتابي تحت عنوان (ويژهترين عشق) چاپ كرد و تمام درآمد حاصل از آن را صرف امور خيريه كرد. از سال 2004 كه يونگ آئي سفير يونيسف شد، بارها به ساخت مدرسه و بيمارستان كمك كرد و يك مدرسه دخترانه هم به اسم او در چين شروع به كار كرد.
او در كتاب خود كه در سال 2006 به چاپ رساند، از شرح و حال زندگي و چگونه هنرپيشه شدنش مطلب نوشت.او ميگويد: براي اولينبار در سال 1991 در يك آگهي تبليغاتي شكلات شركت كرد و بعد تصميم گرفتم در رشته بازيگري ادامه تحصيل دهم. وي مشكلترين نقش خود را بازي در سريال جواهري در قصر و نقش (دائه يانگوم) و پس از آن نقش كاملا متفاوت در فيلم (همدردي با خانم ونجنس) ميداند. او ميگويد: هرگز نميخواهم يك حس از زندگي من بيرون برود و آن بازي با تمام وجود است.لييونگ آئي در سال 2005 و در فستيوال فيلم اژدهاي آبي، برنده جايزه بهترين هنرپيشه زن و در سال 2006 به خاطر بازي در فيلم (همدردي با خانم ونجنس) برنده جايزه هنري (بكسنگ) شد.او مدتي مدل تبليغاتي شركت LG شد و در ژانويه سال 2007 بهخاطر موفقيت در جلب مشتري از سوي اين شركت نشان افتخار دريافت كرد. لييونگ آئي سرگرميهاي خاص خود را دارد كه از جمله ميتوان به علاقه او به آوازخواني، شنا، اسبسواري و نواختن پيانو اشاره كرد. در ضمن او به زبانهاي كرهاي، انگليسي و آلماني تسلط كامل دارد. او دانشجوي دانشكده خبر هم نيست ضمنا!
+
نوشته شده در
86/02/30ساعت 23  توسط خاوري
|
در رویا هایم دیدم خدا آمد پیشم
از من پرسید:می خواستی با من حرف بزنی؟
با خجالت گفتم:اگه وقت داشته باشید...
خدا خندید،چه آرامشی تو خندش بود. گفت:وقت من تا بینهایت است.
پرسیدم:چه چیز بشر تو را متعجب می سازد؟
خدا جواب داد:کودکیشان.
اینکه آنها از کودکیشان خسته می شوند و عجله دارند که بزرگ شوند و بعد دوباره بعد از مدت ها آرزو می کنند باز کودک شوند.
اینکه آنها سلامتی خود را فدا میکنند برای پول و بعد پول را خرج می کنند برای بدست آوردن سلامتی از دست رفته شان
اینکه با اضطراب به آینده مینگرتد و حال را فراموش می کنند.بنابراین نه در حال زندگی می کنند و نه در آینده
اینکه آنها به گونه ای زندگی میکنند که گویا هرگز نمیمیرند و به گونه ای میمیرندکه گویا هرگز نزیسته اند
دست هایم دست های خدا را گرفت
چقدر گرم بود
مدتی سکوت کردیم و من دوباره پرسیدم:به عنوان پدر میخواهی کدام درس زندگی را به فرزندانت بدهی؟
گفت:بیاموزند که آنها نمی توانند کسی را وادار کنند که عاشقشان باشد٫بلکه همه کاری که میتوانند بکنند این است که اجازه دهند که خودشان دوست داشته شوند
بیاموزند که درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند
بیاموزند که فقط چند ثانیه طول میکشد تا زخم هایی عمیق در قلب آنهایی که دوستشان دارند ایجاد کنند٫اما سال ها طول میکشد تا آن زخم را التیام بخشند
بیاموزند که ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که کمترین نیاز را دارد
بیاموزند کسانی را دارند که او را دوست دارند ولی نمیدانند چگونه احساساتشان را بیان کنند حتی نزدیکترن آنها
بیاموزند که ۲ نفر می توانند به یک نقطه نگاه کنند و آنرا متفاوت ببینند
بیاموزند که کافی نیست دیگران را فقط ببخشند بلکه خود را نیز باید ببخشند
خدا سکوت کرد
میدانستم خیلی چیز های دیگر هست که ما باید بیاموزیم
نگاهش کردم
آرام گفت:
فقط بدانید من اینجا هستم
همیشه!...
همیشه!...
+
نوشته شده در
86/02/26ساعت 16  توسط خاوري
|
اين عكس يانگوم بازيگر سريال جواهري در قصر است.نميدونم چه چيز مهمي در ايشون هست كه انقدر بلاگهاي ايراني به ايشون پرداخته اند.هر كس چيزي ميدونه از ايشون بگه
http://i2.tinypic.com/4u464k4.jpg
+
نوشته شده در
86/02/25ساعت 14  توسط خاوري
|
http://persianone.com/modules/Forums/files/gw_bush_07_124.jpg
+
نوشته شده در
86/02/25ساعت 14  توسط خاوري
|
زندگی قصه مرد يخ فروشی است که از او پرسيدند: فروختی؟ گفت: نخريدند تمام شد.
?what
+
نوشته شده در
86/02/24ساعت 19  توسط خاوري
|
به زودی اولین مجموعه از آثار «محسن نامجو» با اعمال تغییراتی به صورت مجاز منتشر خواهد شد.
این آهنگساز، شاعر و خواننده متفاوت، مدت هاست چندین ترانه خود را در قالب سه آلبوم آماده انتشار کرده ولی تاکنون نتوانسته است این کاست ها را به بازار بفرستد. اما نامجو در تازه ترین تلاش خود موفق شده رضایت مسئولان مرکز موسیقی اداره ارشاد را جلب کرده و به کسب مجوز یکی از آلبوم هایش امیدوار شود.
این آلبوم «ترنج» نام دارد و شامل حداقل هفت تراک خواهد بود. البته کلام (شعر) هیچ کدام از این کارها از سروده های خود نامجو نیستند، چراکه گرچه به موسیقی تلفیقی غیرمتعارف او قول مجوز داده شده اما تصمیم گیران ارشاد هنوز با اشعار تند این هنرمند جوان مشکل دارند!
ترنج (از: خواجوی کرمانی)، ترسم که اشک (حافظ)، واوا لیلی (محلی افغانی)، ای در میان جان (عطار)، دل می رود (حافظ)، جره باز (باباطاهر) و... از جمله تراک هایی است که به احتمال زیاد در اولین آلبوم نامجو قرار خواهند گرفت. او امیدوار است ترنج را پس از رفع مشکلات و اعمال اصلاحیه ارشاد، در دی ماه آینده راهی بازار کند.
من اين آلبوم رو دوووووست دارم زيادد
+
نوشته شده در
86/02/24ساعت 19  توسط خاوري
|
هري پاتر من بودم
كه سال شصت
در تيغ زمستان
با چهار وجب قد
در يك صف چهارصد نفره
چهل ليتر نفت مي گرفتم
هري پاتر من بودم.
به نقل از http://sanbad.blogfa.com
+
نوشته شده در
86/02/24ساعت 19  توسط خاوري
|